پيشتازان راه آزادي

۱۱ فروردین ۱۳۹۷

مجاهد شهید محمدرضا صداقت رشتی




مشخصات مجاهد شهید محمد رضا صداقت رشتی
محل تولد: رشت
تحصيل: دبیر
سن: 37
محل شهادت: تهران
زمان شهادت: 1367

مجاهد شهید محمدرضا صداقت نماد بارزى ازيك مجاهد وفاداربه آرمان
مجاهد شهید محمدرضا (سعید) صداقت درسال 1342 درشهرلاهیجان بدنیا آمد. در15 سالگی وارد دنیای سیاست شد. وی در سال 57، وارد تظاهرات ضد ديكتاتوری عليه حكومت شاه شد. چند ماه بعد از ‍پیروزی انقلاب، به مجاهدین ‍پیوست.
مجاهد شهید محمدرضا صداقت مي گفت :
«چند ماه اول انقلاب فکرمی کردم دیکتاتوری به ‍پایان رسیده و مردم آزاد شدند. حتما فقر از بین می رود، عدالت در جامعه برقرارمی شود، اما خیلی زود فهمیدم که اشتباه می کردم. حاکمان جدید، سرکوبگرتر و غارتگر هستند. کم کم ازحکومت جدید مایوس شدم. به طرف گروههای سیاسی رفتم. سرانجام مجاهدین را، مطلوب خواسته ها و آرزوهایم دیدم. زود متوجه شدم که با یک دیکتاتوری جدید مواجه شدیم و باید با آن مبارزه کنیم.»
مجاهد شهید محمدرضا صداقت در واحد دانش آموزی، بعنوان هوادارمجاهدین، به افشاگری در مورد ماهیت چماقداری می ‍پرداخت.
در دی ماه 58 مورد حمله چماقداران وابسته به حزب جمهوری اسلامی، درلاهیجان قرارگرفت. او از ناحیه سر و صورت مجروح شد اما توانست فرارکند.
در ادامه فعالیتهای آگاهی بخش در مورد حکومت و چماقداران، به همراه تعدادی از دوستانش درآبان 59 توسط ‍پاسداران دستگیر شد. بعد از دستگیری به زندان س‍پاه رشت منتقل شد.‍ 6 ماه درزندان س‍پاه رشت بود.
پس از آن به زندان سپاه لاهیجان فرستاده شد. او در لاهیجان به 3سال زندان محکوم شد.
مجاهد شهید محمدرضا صداقت در تابستان 63 از زندان سپاه لاهيجان آزاد شد.
حضور در جامعه نكبت زده خمينى، در بحبوحه عربده هاى جنگ ويرانگر ايران و عراق، براى سعيد غير قابل تحمل بود.
هر ساعتى از روز را به اميد ادامه مبارزه و وصل شدن به تشكيلات مجاهدين سپرى مى كرد.
پس از 4ماه وی يكی دونفر از دوستان قديمى خود را پيدا كرد. دوران درخود پيچيدن و تنهايى سپرى شده بود.
دوستانش به اوگفتند كه شماره تلفن ارتباط با سازمان را بدست آورديم و مي توانيم از ايران خارج شويم.
مجاهد شهید محمدرضا صداقت هم مشتاقانه ازاين امكان استفاده مى كرد كه بتواند هرچه زودتر خود را به نزد ياران قديمى اش برساند.
مجاهد شهید محمدرضا صداقت دوبار تماس گرفت ودرخواست خود را براى خروج ازكشور مطرح كرد.
صبح روز بعد از تلفن دوم، هنگام خروج از يكى از خيابانهاى شهر لاهيجان، سرنشينان خودرويى جلوى اورا گرفتند. آنها اطلاعات سپاه پاسداران بودند.
تلفن سعيد تحت كنترل بود و آنها در جريان تماس و هدف سعيد از تماس تلفنى قرار گرفتند. بلافاصله او را محاصره كرده و سعيد براى بار سوم دستگير شد.
یکی از یاران مجاهد شهید محمدرضا صداقت می نویسد:
من كه خبرآزادى سعيد را قبلا شنيده بودم بسيار خوشحال بودم. مطمئن بودم كه سعيد به مبارزه خود ادامه خواهد داد و به نزد مجاهدين خواهد رفت.
به همين دليل وقتی كه در بهمن  سال65 مجددا سعيد را در زندان ديدم بسيار غمگين شدم. سعيد پس از یک دادگاه چند دقيقه اى به 10 سال زندان محكوم شد.
ديدن سعيد پس از 3سال، برايم خوشحال كننده بود اما از دستگيرى مجدد او بسيار ناراحت بودم.
سعيد مبارزى بي غل وغش، و انسانی با اعتقاد عميق به مبارزه با فرهنگ شقاوت، ريا كارى، رذالت خمينى بود.
اولين چيزى كه در هر برخوردى با سعيد حس مى كردم، صداقت او بود. بطورجدى صداقت فقط شهرت سعيد نبود بلكه درجوهر انسانى، او سرشاراز صداقت بود. 
تعداد زيادى از دوستان سعيد، از جمله، علی صالحی، مسعود صابرى، حميد جاماسبى، كمال كوشالى در ابتدای سال 60 توسط جلادان خونريزخمينى اعدام شده بودند. سعيد همواره عزم خود را به ادامه راه يارانش نشان میداد و مى گفت: 
«اولين وظيفه من بعنوان يك مجاهد، ادامه راه شهیدان است. همواره بايد شعله مبارزه با شكنجه گران وجلادان خمينی را برافروخت. مردم ايران حقشان نيست كه چنين جانوران خون آشامى برگرده آنها سوارشوند. من تمام سلول هاى خود را در خدمت مبارزه با رژيم قرارمی دهم»
يك روز سعيد به ملاقات رفت، اما به او اجازه ورود به محل سالن ملاقا ت را ندادند.
مادر او به پاسداران در محل ملاقات اعتراض کرد. پاسداران به او توهين کردند، مادر به خمينى و همه عوامل رژيم لعنت فرستاد. مزدوران مادر را دستگير کردند و به يك انفرادى جنب در وروى زندان بردند.
پس از ساعاتى مادررا تحويل دادستانى دادند و در دادستانی مادر را به انفرادی بردند. سعيد از اين اقدام مزدوران ناراحت شد، اما گفت كه افتخارمی كنم كه مادرم در مقابل اوباشان رژيم مقاومت كرد كه مجبورشدند او را دستگير كنند.
هواداران مجاهدين به سوگند خود به مبارزه با رژيم وفاداربودند حتی به قيمت دستگيرِى و شكنجه مادران خود.
آنها آموختند كه برای مبارزه با رژيم خمينِی بايد فدا كرد. دشمن پليد را جز با پايدارى وفداى حداكثر نمی توان به عقب نشينى وادار كرد.
در بهمن 66 تفكيك زندانيان سپاه لاهيجان انجام گرفت. رئيس زندان «دميار» كه مامور دادستانِی بود گفت: 
مي خواهيم امكانات زندان را تقسيم كنيم  كه جابجايى انجام شد.
اما اين موضوع، علتى نداشت جز زمينه سازی  كشتار زندانيان سياسی.
در فروردين 67 سعيد را مدتى از بند خارج كرده و به انفرادى بردند اما  پس از مدتى دوباره به بند برگرداندند.
از فروردين و ارديبشهت 67 موجى از جداسازى و انفرادى بردن زندانيان آغازگشت.
اين آبستن تحولاتى بود كه درآينده نزديك رخ ميداد.
سرانجام دوران آزمايش مبارزانى كه بهترين ساليان زندگى خود را درزندان گذارنده بودند آغازگشت.
اواخر تير ماه 67 بيشتر زندانيان سياسى زندان موسوم به مالك اشتر سپاه پاسداران لاهيجان را، به زندان رشت منتقل كردند.
از روز 12 تير كه رژيم به قطعنامه 598 سازمان ملل تن داده بود، ملاقات زندانيان سياسى را قطع كرده بود.
 تلويزيونها را از بندها خارج كرده وهرگونه ارتباط زندانيان با خارج بند را قطع كرده بود. در زندان رشت ازروز 8 مرداد 67 حلق آويز زندانيان سياسى شروع شده بود.
در اواخر مرداد سعيد هم به همراه 7 نفراز زندانيان سياسى به پيمان خود تا به آخر درمبارزه بارژيم خميني وفادار ماند و سربدارشد.
ياد او فروغ روشن راه ما درسرنگونى دشمنان قسم خورده مردم ايران باد.
باشد كه در دادخواهی خون پاك ترين فرزندان مردم ايران با او عهد بسته و به راه پرفروغ او تا نابودی حكومت شرور خامنه ای ادامه دهيم.

مریم رجوی: درودهای بی‌پایان بر ستارگان نورافشان آسمان انقلاب ایران، شهیدان سرفراز سال ۶۷.
و سلام به پیشتازانی که به ‌دادخواهی شهیدان برخاسته‌اند و راه و آرمان آنها برای آزادی ایران را به ‌اوج می‌رسانند.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید
https://t.me/shahidanAzadai96

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر