پيشتازان راه آزادي

‏نمایش پست‌ها با برچسب کارگر. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب کارگر. نمایش همه پست‌ها

۲۳ مرداد ۱۳۹۹

مجاهد شهید حسین تبرزا


حسین تبرزا سال۱۳۴۰ در مازندران متولد شد. او از کارگران زحتمکش میهن بود از همین رو تا دوره متوسطه ادامه تحصیل داد. حسین از شورشگران بر دیکتاتوری خمینی شورید. سرانجام نیز در مردادماه سال۱۳۶۰ در شهر گرگان اعدام شد.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۷ اردیبهشت ۱۳۹۸

مجاهد شهید امیر ارگنجی


مشخصات مجاهد شهید امیر ارگنجی (اروگنجی)
محل تولد: رشت
شغل: کارگر
سن: -
تحصیلات: -
محل شهادت: رشت
تاریخ شهادت: 1360

🌹مجاهد شهید امیر ارگنجی در اردیبهشت سال 60 به دست پاسداران و چماقداران خمینی به شهادت رسید و پس از آن تظاهرات 200هزار نفره مادران مجاهد در 7اردیبهشت شکل گرفت.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۴ فروردین ۱۳۹۸

گرامی باد یاد و خاطره بهارآوران مروارید، محمد شرف الدین


مشخصات مجاهد شهید محمد شرف الدین
محل تولد: گيلان
شغل: کارگر
سن: 39
تحصیلات: -
محل شهادت: عراق
تاریخ شهادت: 1370

مجاهد شهید محمد شرف الدین در عملیات تدافعی مروارید در عراق به شهادت رسید.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۵ بهمن ۱۳۹۷

مجاهد شهید محمود طالش شریفی


مشخصات مجاهد شهید محمود طالش شریفی
محل تولد: رامسر
شغل: کارگر
سن: 29
تحصیلات: متوسطه
محل شهادت: رامسر
تاریخ شهادت: 1360

♦️منم فریاد تو
♦️ای خفته در خون
♦️که عهدی با تو دارم
♦️سرخ و گللگون

لینک مطلب در سایت مجاهد: https://bit.ly/2WcqosK

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۲۴ آبان ۱۳۹۷

مجاهد شهید کریم زاهد


مشخصات مجاهد شهید کریم زاهد
محل تولد: کردکوی
شغل: نقاش ساختمان
سن: 31
تحصیلات: -
محل شهادت: کردکوی
تاریخ شهادت: 1362

جنگل سرسبز كُردكوي – گرگان 
جنگل اسرارآميز كُردكوي آرومه. آرامش اين نماي زيبا، تنها به صداي دل انگيز پرندگان شكسته ميشه. آرامشي كه طوفاني در دل داره… آغوش سبزِ جنگل، كساني رو پذيرا شده… فرزندان خاكِ پرقوتش رو. جسمها خسته و فرسوده اس، اما روحيه ها سرشار از اميد… قامتِ افراشتة درختان ، حصار و مأمني شدن براي مجاهدان اين سرزمين.

رزمگاه مجاهدان گرگان
ناگهان… سكوت خيال انگيز درختان و طنين صداي جويبار در هم ميشكنه… آتشي به جان جنگل كُردكوي مي افته…

شعلة سرخي در رگهاي خاموش جنگل شعله ور ميشه… و اونوقت…
وقتي تيرگي از هر سو هجوم آورد، اونها مأمن سبز جنگل رو قرارگاه خود برگزيدن تا به رسمِ سردارِ جنگل، به آرامش درختان، بيقراري ببخشن؛ جنبش و تكاپو رو ميهمان خانة سبز جنگل كردن و مثل درختان ، قدبرافراشتن و سرخم نكردن رو رسمِ روزگارشون. به آغوش جنگل شتافته بودن، چرا كه پذيراي گرماي وجود اونها شده بود، گرمايي كه در رزمي بيامان به آتشي هرچه شعله ورتر تبديل ميشد. او نيز در ميان اونها بود. فرزندي رشيد برخاسته از ميان مردم صميمي گرگان. همو كه بعد از تحمل سختي و مشقت مبارزه در جنگل، خونش سبزي برگهاي درختان رو سرخفام كرد و قوتِ خاك و قوامِ ريشه هاي اونها شد. اهالي كُردكوي و روستاي وَلاغوز حتماً كه فرزند خودشون، كارگر جوان و زحمتكش رو به ياد دارن، مجاهد شهيد كريم زاهد. شيري از بيشة كُردكوي.

به راستي عزم سترگ و روحية قوي كارگران  سرزمين ما كه اين روزها در ايستادگي كارگران هفت تپه تا پايداري كارگران كوره پزخانه هاي اروميه شاهدش هستيم از كجا سرچشمه ميگيره؟ بي شك كارگران ما پشتشون  به كوه سربه فلك كشيده يي  از مبارزات كارگران در صفوف  مقدم مقاومت عليه رژيم آخوندي تكيه داره. كوهي از مقاومت كه سه دهه است از ميان رنج و خون مجاهداني مثل كريم زاهد كه خود كارگري از ميان كارگران زحمتكش خطة شمال ميهنمان بود قد برافراشته.

زندگينامة مجاهد شهيد كريم زاهد
مجاهد شهيد كريم زاهد، در سال 1331 در روستاي وَلاغوز (از توابع كُردكوي) در يك خانوادة زحمتكشِ كشاورز به دنيا آمد. از همان نوجواني با كار و تلاش  ُانس گرفت و در شغلهاي مختلف مانند كشاورزي، ماهيگيري و  هيزم فروشي، به كار پرداخت و در نهايت بعنوان كارگر نقاش مشغول بكار شد. پس از پيروزي انقلاب ضدسلطنتي كريم از طريق برادرش، مجاهد شهيد موسي زاهد و با مطالعه نشريات و كتابهاي سازمان مجاهدين خلق با اهداف انقلابي اين سازمان آشنا شد و بعنوان كسي كه خودش از اولين سالهاي نوجواني با درد و رنج زحمتكشان آشنا شده بود، راه رهايي همه رنجبران ايران و آزادي و پيشرفت احاد ملت ايران رو در راه مجاهدين يافت و فعاليت خودش رو با انجمن هواداران مجاهدين معراجِ گرگان درخيايان سَرخواجه،  آغاز كرد. كريم  براي پيشبرد اهداف مجاهدين سر از پا  نميشناخت گاه او را ميديدي كه به  تبليغ و تشريح آرمانها و مواضع سازمان در بين مردم گرگان و بالاخص كارگران و زحمتكشان  مشغوله و گاه براي جمع آوري كمك مالي و امكانات مختلف براي سازمان به هر دري  ميزنه و اين در حالي بود كه هيچگاه كمك به مردم محروم و فقرزده را نيز فراموش نميكرد. 

«آروم بود وشوخ طبع. خيلي دلسوز و با محبت بود و علاقه و احترام خاصي به مردم و اهالي داشت و با اينكه خودش در تنگدستي به سر ميبرد هميشه يكي از كارهاش اين بودكه همزمان هم به مردم محروم كمك ميكرد هم در حالي جمع آوري كمك و امكانات مختلف براي سازمان بود.. همين هم باعث محبوبيت او در بين مردم و علاقه و احترام مردم نسبت به او ميشد.»

21 تير سال 60
بيشتر از 21 روز از 30خرداد سال 60 نگذشته بود. سرفصل جديدي در مبارزه با رژيم آخوندي آغاز شده بود… كه خبر شهادت برادرش موسي و ياران مجاهدش به كريم ميرسد.

«موسي، برادر كوچكتر كريم بود. صابر صباغي هم از بچگي توي خونة پدري كريم بزرگ شده بود و در واقع برادرخوندة او حساب ميشد. شهادت و رفتن اين بچه ها روي كريم تأثير زيادي گذاشت و از اون به بعد ديگه يه كريم ديگه شده بود. حتي لباس پوشيدن و غذاخوردنش هم فرق كرده بود و همين هم باعث شده بود كه تمام زندگي خودش رو وقف مبارزه و كمك رسوندن براي شعله ور شدن آتش مقاومت عليه رژيم آخوندي بكنه. از فراهم نمودن امكانات و كمك مالي براي سازمان گرفته تا وصل ارتباط بچه هايي كه مخفي بودن.»

عزم كرده بود كه راه برادر و ديگر ياران رو ادامه بده و در اين راه بسيار مصمم بود. همة ناملايمات و سختي و صعوبت راه رو آگاهانه انتخاب كرد و به اين يقين رسيده بود كه تنها چارة رسيدن به آزادي و بهروزي واقعي براي خلق جنگيدن و بازستاندن حق كارگران و زحمتكشان از حلقوم آخوندهاي حاكمه.

«هنوز خون برادران و همرزمان من خشك نشده! تا زنده هستم راه بچه ها رو ادامه خواهم داد!»
اين جملات قاطع كريم در جواب به پيام آخوندمزدوري به نام شيخ علي طيبي بود كه از روستاي وَلاغوز ، بعد از شهادت سه مجاهدخلق، براي كريم پيام فرستاده بود كه يا سكوت كنيد و يا پيش من بياييد و توبه كنيد.  

«كريم براي بزرگداشت ياد اين سه شهيد، چندين روز توي خونه شون مراسم باشكوهي رو برگزار كرد. تمامي اهالي روستاي وَلاغوز و همچنين ساير روستاهاي اطراف كُردكوي كه تقريباً نزديك به 1500 نفر ميشدن توي اين مراسم شركت كردن. خانواده هاي شهدا سخنراني كردن و بعد راهپيمايي باشكوهي تا مزار شهدا برگزار شد. كريم در آخر مراسم با خوشحالي گفت: ”اگه موندم، هميشه مراسم بچه ها رو با پول و دسترنج خودم خواهم گرفت و اگه شهيد بشم افراد خانواده ام بايد اين كار رو انجام بدن».

در سردرخونه اش عكس برادرمسعود در امجديه به همراه فرزند مجاهد شهيد رسول مشكين فام، نصب بود. يه بار يكي بهش گفت: ”كريم! اين عكس رو بردار، نسبت بهت حساس ميشن!“ اما كريم جواب داد: ”برادرم و دوستام به خاطر همين تيرباران شدن. بين ما و رژيم جوي خون جاريه. تا زنده هستم، اين عكس رو برنخواهم داشت، هر كس هم ناراحته ميتونه از خونه ام بره!…“.

كريم كه توانسته بود با هشياري ارتباطات خودش رو با ياران رزمندة مجاهدش از ديد رژيم مخفي نگه داره،  نزديك به دو سال تمام وقت با كار و فعاليت خودش ارتباط بچه هايي رو كه مخفي و از سازمان قطع بودن برقرار كرد. در نتيجة اين تلاشهاي بي وقفة او تا فروردين 62تونست ارتباط كُردكوي و وَلاغوز رو با گرگان وصل كنه و با همكاري مجاهدين شهيد ايوب صباغي و نصرت كيااحمدي و چند نفر ديگه از برادران و خواهران  مجاهدش، هسته هاي مقاومت تشكيل داد.

بعد ازظهر 29فروردين 62 / حملة مزدوران سپاه كُردكوي، بندرگز و دادستاني گرگان 
مزدوران سپاه به خانة كريم حمله كرده و تمامي اعضاي خانوادة او را به همراه پدر80ساله اش دستگير و به شكنجه گاه منتقل كردند. اما كريم به همراه دو رزمندة ديگر توانست با هوشياري ، از چنگال پاسداران فرار كند. از آن پس براي ادامةه مبارزه به آغوش جنگلهاي كُردكوي شتافت.

با اينكه خودش در جنگل چيزي براي خوردن نداشت و از فرط گرسنگي استخونهاي صورت و بدنش بيرون زده بود، ولي همواره به ياد بچه هايي بود كه بايد به اونها امكانات ميرسوند، و يك لحظه از اين مسئوليت كه به دوش داشت غفلت نميكرد.  با اتكاء به كمكهاي مردم و تلاش خستگي ناپذير خودش، تونست اين مسئوليت رو به نحواحسن انجام بده و ياران و همرزمانش رو حفظ كنه.

جنگل كُردكوي -عصر 15 خرداد 62 - حملة مزدوران سپاه كُردكوي و بندرگز 
كريم و چند مجاهد ديگر در حلقة محاصرة پاسداران قرار ميگيرند. كريم با رزمي جانانه، سه مجاهد را از حلقه محاصره خارج ميكند، اما خودش از پشت مورد اصابت گلولة پاسداران قرار گرفته و به شهادت ميرسد.

و اين چنين جوان مجاهدي كه عشق به آزادي وطن و رهايي كارگران و زحمتكشان از رنج و درد او را به راه مجاهدين كشانده بود،  در خاك جنگلهاي كُردكوي به خون درغلتيد و سرخي رگهاي خودش رو هدية قوام يافتن استواري و شرف خاك سرزمينش كرد. اما مزدوران و پاسداران تنها به اين بسنده نكردن. مرزهاي وحشيگري دست پرورده هاي خميني به همينجا ختم نميشه… 

«پاسداران جنايتكار، از جمله معاون بسيج وَلاغوز، مزدور علي محمد كياني، رئيس بسيج وَلاغوز، تقي كياني و بابالله مازندراني از چماقداراي معروف اون منطقه، از فرط كينة حيواني شون نسبت به كريم، جسد او رو در جنگل به دار كشيدن و در اين حالت بيش از 60 گلوله به بدن او شليك كردن. بعد هم پيكر غرقه در خون كريم رو به مركز سپاه كُردكوي بردن و براي اينكه مطمئن بشن واقعاً خود كريمه، نصفه شب پدرش رو كه دستگير كرده بودن و زنداني بود بالاي سر جسد فرزندش ميبرن…».

خاطره از زبان پدر شهيد
«ساعت 12 شب بود كه منو صدا كردن و بيرون بردن. بارون ميومد. من رو وسط محوطة زندان بردن ويه مرتبه روي يه چيزي كه وسط حياط بود من رو وايستوندن. ازم پرسيدن: پسرت رو ميشناسي؟ جواب مثبت دادم. بعد يكي از مزدورا پتو رو تا زير چونة جسد كنار زد. خواستم پتو رو كامل كنار بزنم تا پيكر فرزندم رو ببينم كه يكي از پاسدارا مچ دستم رو گرفت وگفت: براي چي ميخواي همه جاي پسرت رو ببيني؟ خشمم رو فرو خوردم وگفتم: ميخوام بدونم كه در روز انتقام چند گلوله بايد به قاتلين فرزندم شليك كنم! بعد از اون پيكركريم رو به محل تولدش ، روستاي وَلاغوز بردن و به نمايش گذاشتن.»

دژخيمان رژيم آخوندي نميدونستن كه با گردوندن پيكر غرقه در خون كريم در اينجا و آنجا، در واقع بذر نبرد و دانة رويش رزم آوران و مجاهدين ديگري رو در دل مردم منطقه و زحمتكشان خطه شمال  و از اونجا تا سراسر ايران ميكارن. 
پيكر كريم در روستاي  ”بالابلوك كُردكوي“ آرام گرفت اما روح ناآرام و رزم آور او رو امروز در كالبد  هزاران رزمنده آزادي و ميليونها جوان كارگري ميبينيم كه پس از او همچنان شعله مقاومت در برابري ديكتاتوري سمتگر آخوندي رو  برافروخته نگه داشته  و ميرن تا در امتداد سه دهه مقاومت سراسري و سازمان يافته مردم ايران، آزادي و بهروز رو براي  سرزمينمون به ارمغان بيارن. 
اگه دشمن يه صاحب اختياره
واسه من مرگ و مردن افتخاره
هزارون مثل من قربون ايرون
مباد ايرون من اينگونه ويرون

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۲۷ مرداد ۱۳۹۶

مجاهد شهید جمشید بابانژاد


مشخصات مجاهد شهید جمشید بابانژاد
محل تولد: بابل
شغل: کارگر
تحصيل: دیپلم
سن: 28
محل شهادت: ساری
زمان شهادت: 1360

مریم رجوی: جوانان دلیر و قیام‌آفرین در سراسر میهن اسیر را فرا می‌خوانم که برای واداشتن سران رژیم، به‌ انتشار اسامی کامل قتل‌عام‌شدگان و نشانی مزارهای آنها و اسامی جلادان این کشتار، دست به اعتراض بزنند.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید
https://t.me/shahidanAzadai96

۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۶

مجاهد شهید علی اکبر فغفوری


مشخصات مجاهد شهید علی اکبر فغفوری
محل تولد: كردكوى
شغل: كارگر
سن: 27
محل شهادت: بهشهر
زمان شهادت: 1360

مریم رجوی: خمینی می‌خواست برای بقای نظام خود نسل مجاهدین را نابود کند اما از رژیم او جز موجود لعنت‌شده‌یی باقی نمانده که سراپا در فساد و خونریزی غرق شده و نکبت تاریخ ایران است. حال آن‌که نسل مجاهدین و آرمان و اندیشه آن‌ها اعتلا یافت و شهیدان قتل عام۶۷، وجدان تباهی‌ناپذیر مردم ایران شدند. 

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید
https://t.me/shahidanAzadi

۸ اسفند ۱۳۹۵

مشخصات مجاهد شهید حسن عبداللهی


 مشخصات  مجاهد شهید حسن عبداللهی

محل تولد: بابل
تحصيل:دیپلم
شغل : كارگر
سن: 24
محل شهادت: گرگان
زمان شهادت: 1360
در صورتیکه از#مجاهد شهید  حسن عبداللهی عکسی  در اختیار دارید دریغ نکنید مانیازمند هستیم وبرای ثبت در سینه #تاریخ می خواهیم باشد که دینی کوچک را به این #قهرمانان ادا کنیم. ایمیل ارتباطی ما  : sohaila.derakhshan@gmail.com

با ما در كانال تلگرام #پيشتازان راه #آزادي همراه باشيد
Telegram.me/shahidanAzadi

۱۲ مهر ۱۳۹۵