پيشتازان راه آزادي

‏نمایش پست‌ها با برچسب لنگرود. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب لنگرود. نمایش همه پست‌ها

۱۳ شهریور ۱۳۹۹

مجاهد شهید احمد عزیزی


احمد عزیزی سال۱۳۳۷ در شهر لنگرود به دنیا آمد. او تحصیلات خود را تا گرفتن دیپلم گذراند. حکومت آخوندی احمد را که ۲۳سال بیشتر نداشت در دی‌ماه سال۱۳۶۰ در شهر لنگرود اعدام کرد.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۲۳ مرداد ۱۳۹۹

مجاهد شهید منیره ترابی لنگرودی


 منیره ترابی لنگرودی(مینو) زاده خطه سرسبز شمال و شهر لنگرود است. درس دادن و آموزش منیره به کلاسهای درس ختم نشد، او در کنار شغلش که دبیر دبیرستانها بود به مبارزه علیه ظلم و ستم برخاست. سرانجام در سن ۲۳سالگی جان خود را در راه آزادی مردمش از دست داد.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۷ اسفند ۱۳۹۸

مجاهد شهید حامد عرب‌زاده بحری


مشخصات مجاهد شهید حامد عرب‌زاده بحری

محل تولد: لنگرود
سن: ۱۶
تحصیلات: دانش آموز
محل شهادت: لنگرود
تاریخ شهادت: آبان ۱۳۶۰

متاسفانه از اين شهيد قهرمان، خاطره و زندگینامه نداريم بنابراين از هموطنانى كه اين قهرمان خلق را می‌شناسند درخواست داريم اطلاعات خود را به آدرس aida.nikjo@gmail.com براى ما ارسال كنند.

مریم رجوی: آن‌ها نمرده‌اند، بلکه مظهر زندگی واقعی مردم ایران هستند. برای همین است که این صدا خاموش نمی‌شود. این نام‌ها فراموش نمی‌شود. این داستان هرچقدر بازگو می‌شود، ناتمام است و هم‌چنان رازیست ناگفته از مقاومت یک خلق. از مقاومت مجاهد خلق در سیاه‌ترین دوران تاریخ ایران زمین.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۸ آذر ۱۳۹۷

مجاهد شهید زهره السادات حدادزاده


مشخصات مجاهد شهید زهره السادات حدادزاده
محل تولد: لنگرود
تحصیلات: ديپلم
سن: 22
محل شهادت: لاهیجان
تاریخ شهادت: 1360

ما را ز مرگ مترسانيد
اين آيه هاي نور،
رنگ گرفته از
بركه بركه خونِ نسلِ سَروْقَدانَست
ما را ز مرگ مترسانيد
ما زائرانِ جنگل سرويم
و در برابر دژخيم سر خم نميكنيم

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۲ فروردین ۱۳۹۷

مجاهد شهید محمدرضا شریعتی


مشخصات مجاهد شهید محمد رضا شریعتی
محل تولد: لنگرود
تحصيل: دیپلم
سن: 26
محل شهادت: لنگرود
زمان شهادت: 1367

مجاهد شهید محمد رضا شريعتى درسال 1341 درشهر لنگرود به دنيا آمد، تحصيلات مقدماتى خود را در لنگرود گذارند. وی درسال سوم دبيرستان وارد تظاهرات ضد سلطنتى شد.
بعد ازسقوط نظام سلطنتى ازآنجا كه اميدى به برقرارى عدالت وآزادى درحاكميت جديد كه ازطرف خمينى اعمال مي شد نمى ديد به جنبش ملى مجاهدين پيوست.
آشنايى با مجاهدين و اهداف آنها باعث شد كه محمد رضا هر روز بيشتر از زندگى اجتماعى مرفه خود فاصله بگيرد.
در سال 59، او بطور حرفه اى وارد مبارزه انقلابى شد و بدليل شناخته شدگى اش، دستگير و مدتي در زندان بود. 
پس از رهايى از زندان با انگيزه و مسئولیت پذيرى بيشترى به فعاليت هاى سياسى پرداخت. تا اواخر اردیبهشت او بصورت علني فعاليت مى كرد اما از ماه خرداد كمتر درشهرديده مي شد. 
مجاهد شهید محمدرضا شریعتی  دراواسط سال 60 توسط پاسداران درلنگرود دستگير شد .
محمدرضا شریعتی در زندان، جهت ايجاد تشكيلات براى مبارزه بيشتر با رژيم بسيار فعال بود به همين دليل مدتي او را به انفرادى منتقل كردند.
سرانجام به علت فعاليت هاى انقلابى، او و تعدادى از دوستانش را به زندان اوين و سپس قزلحصارتبعيد كردند.
در زندان قزلحصار، در زير فشارهاي دستگاه جنايت و شكنجه و سلولهاى قبر و قيامت داوود رحمانى، رئيس زندان قزلحصار، سرفرازانه به مقاومت پرداخت و با اعتقاد راسخ به آرمان خود، دشمن را از تبعيد به آنجا پشيمان نمود.
اواخر سال 63 ، از تبعيد به زندان لنگرود فرستاده شد، و سپس در سال 64 از زندان آزاد شد.
محيط بيرون زندان و بخصوص عدم ارتباط او با مجاهدين، فضاى ملال آورى براى او ايجاد كرده بود، اما سرانجام به آرزوى ديرينه خود رسيد و به سازمان وصل شد و پس از مدت كوتاهى در سال 64 ازكشورخارج شد.
اما باز هم مجاهد شهید محمد رضا شریعتی آرام و قرار نداشت، چون تعدادى ازدوستان او كه در داخل كشور بودند مى خواستند به نزد محمدرضا بروند، به اين جهت، براى وصل كردن آنها به داخل كشور برگشت و دوستانش را پيداكرد.
 پس از مدتى تصميم گرفت دوستان مورد نظر خود را نيز ازكشورخارج كند.
برنامه ها و قرارملاقات ها و چگونگى خروج ازكشور و عادى ساز‌ى ها را انجام داد و به طرف جنوب شرقى كشور راه افتادند.


 آنها سپس به كرمان رفته و در هتلى دركرمان اقامت گزيدند.
اما شب هنگام، پاسداران وارد هتل شده و محمد رضا و دوستانش را دستگير كردند، ظاهرا از نقطه اى لو رفته بودند كه متوجه نشده بودند.
در سال65 روزى در زندان لاهيجان براى هواخورى مي رفتم از دور محمد رضا و قاسم ناطقى  و محمد صفرى را ديدم به يكباره خشكم زد كه اينها آزاد شده بودند اينجا چه كار مي كنند! بسيار غمگين شدم چون فهميدم كه دستگيرى مجدد هستند.
در مدت دوسال بعد از دستگيري مجدد، پاسداران هرگز آنها را وارد بندهاى ديگر زندان نكردند كه كسى اطلاعاتى از علت دستگيرى آنها كسب كند.
محمد رضا و يارانش كه از دورانهاى سياه لاجوردى در اوين و سپس در قزلحصار سرفراز بيرون آمده بودند، با انگيزه فراوانى در زندان بسر ميبردند . 
آنها بر پيمان خود براى پايدارى تا نهايت توان انسانى وفادار ماندند و همچون ديگرستاره هاي كهكشان 30000 قتل عام، در پاييز سال 67 بعد از انتقال از زندان لاهيجان به زندان رشت  سربدار شدند.
براستي كه خون آنها موتور محرك جنبش دادخواهي خواهد شد كه بيشتر از هر روز، سرتاسرسرزمين شير و خورشيد را درمى نوردد و طنابى بر گردن خامنه اى، سرمنشا جنايت و شقاوت خواهد گرديد.

مریم رجوی: مردم و مقاومت ایران برآنند که به‌ کار استبداد مذهبی پایان بدهند و آخوندها با همه جنایت‌هایشان از این سرنوشت نمی‌توانند فرار کنند.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید
https://t.me/shahidanAzadai96

۱۱ فروردین ۱۳۹۷

مجاهد شهید قاسم ناطقی


مشخصات مجاهد شهید قاسم ناطقی
محل تولد: لنگرود
سن: 22
محل شهادت: رشت
زمان شهادت: 1367

مجاهد شهید قاسم ناطقی از نسل مجاهدين نوجوان بعد ازقيام ضد سلطنتی
قاسم ناطقی در سال 1345 درمحله راپشته لنگرود متولد شد. 12 ساله بود كه انقلاب ضد سلطنتی آغاز شد.
تعدادی از بستگان قاسم، سياسی بودند. از جمله دخترخاله او كه ازفعالين سياسی بود كه به هواداری از مجاهدين برخاسته بود.
قاسم مدت كوتاهی بعد از انقلاب، سركوب، بی عدالتی و فريب كاری را از عوامل حكومت جديد ديد.
در نتيجه كم كم با شناخت از مجاهدين واهداف وآمانشان، ازآنها حمايت نمود. 
مادر قاسم مي گفت:
«پسرم برغم سن كمی كه داشت اما به محل كانون هواداران مجاهدين لنگرود مراجعه می كرد و ازآنها درخواست نشريه مجاهد می كرد.«
او روزنامه را مي گرفت و به فروش می رساند، به اين ترتيب درمورد ماهيت رژيم وعملكردهايش روشنگری می كرد.
او هر روز شناخت بيشتری از مجاهدين پيدا می كرد و بيشتر متوجه می شد كه كه برخلاف رژيم، مجاهدين نيروی مبارزآزاديخواه هستند. 
مادر نيز برای او سرمشق بود. او نيزحامی مجاهدين بود.
ازسال 59، فالانژها به سركوب شديد هواداران مجاهدين و ديگر نيروهای سياسی ضد رژيم پرداختند.
قاسم يك بار در اين تهاجم چماقداران مضروب می شود اما برغم جثه كوچك خود، می تواند از زيردست وپای آنها بگريزد. او در سال 60 دستگير شد.
مدتی بعد مادرقاسم نيز دستگير شد و هر دو د رزندان لنگرود زندانی بودند.
مادرمی گفت:
«من درزندان لنگرود بودم علاوه بر من چند مادر و دختران زیادی بودند که توسط ‍‍پاسداران، کمیته چی ها و بسیجی ها دستگیر شده بودند. يك روز صبح ناگهان صدایی شنیدم، معلوم بود که یک زندانی را شکنجه می کردند.
دقت کردم دیدم که خیلی شبیه صدای قاسم است. بسیار برایم دردناک بود که قاسم 15 ساله اینطور زیرشکنجه باشد. چندین باراین موضوع اتفاق افتاد وهر بارشنیدن صدایی که شبیه صدای فرزندم بود بدتدین نوع شکنجه برایم بود.»
درسال 62 قاسم و تعدادی از دوستانش که در مقابل شكنجه ها و اذيت وآزارهای رژيم پايداری می كردند برای تبعيد به زندان اوين و از آنجا به زندان قزلحصار منتقل شدند.
اين مرحله ای بود كه قاسم بايد امتحان بيشتری درمقابل انواع شكنجه ها و تهديدها و رذالت های باند لاجوردی، حاج داوود رحمانی می داد.
قاسم با مجاهدين شهيد محمد رضا شريعتی، محمد رضا نيك فر، محمد صفری و... به قزلحصارتبعيد شده بود.
طرح داوود رحمانی رئيس زندان قزلحصار، درهم شكستن زندانيان سياسی بود.
او مكانهايی به نام خانه مسكونی، سلول های قبر و قيامت درست كرده بود كه زندانی را درحالت چمباتمه و بدون نور قرار مي داد. زنداني حق هيچگونه صحبت كردن نداشت.
هرموقع سراغ او مي آمدند و دست روی دوش او می گذاشتند حق داشت حرفی بزند آن هم آرام كه كنار دستی صدايش را نشنود.  همواره چشمهايش در شبانه روز بسته بود.
به اين ترتيب می خواست زندانيان سياسی را به جنون بكشاند و امكان هرگونه پايداری ومقاومت را از آنها سلب كند.
داوود رحمانی رئيس زندان قزلحصار، برغم فشارهای طاقت فرسايی كه آورده بود اما درنهايت شكست خورد و مقاومت بی امان زندانيان، دراشكال مختلف ادامه داشت. درسال 63 قاسم به همراه تعدادی از دوستانش به لنگرود برگردانده شدند. سرانجام قاسم بعد ازطی 3 سال ونيم، از زندان آزاد شد.
قاسم كه تنها آرزويش ادامه مبارزه با رژيم بود به همراه چند تن ازدوستاش تصميم به خروج ازكشور و پيوستن به مجاهدين گرفتند.
پس از خروج از لنگرود به تهران و سپس به كرمان رفته و در هتلی دركرمان اقامت گزيدند.
اما شب هنگام، پاسداران وارد هتل شده قاسم و دوستانش را دستگير كردند، ظاهرا از نقطه ای لورفته بودند كه متوجه نشده بودند.
روزی در زندان لاهيجان برای هواخوری رفتم از دور محمد رضا، قاسم ناطقی  و محمد صفری را ديدم به يكباره خشكم زد كه اينها آزاد شده بودند اينجا چه كار می كنند! بسيار غمگين شدم چون فهميدم كه دستگيری مجدد هستند.
در مدت 2سال بعد ازدستگيری مجدد ،پاسداران هرگز آنها را وارد بندهای ديگر زندان نكردند تا زندانيان ديگر درمعرض اطلاع از طرح شان برای پيوستن به مجاهدين قرارنگيرند.
قاسم و يارانش كه از دورانهای سياه لاجوردی در اوين وسپس در قزلحصار سرفراز بيرون آمده بودند ، با انگيزه فراوانی به مقاومت خود در زندان ادامه می دادند.
در تير ماه سال 67 قاسم وتعداد زيادی از زندانيان سياسی زندان لاهيجان را به زندان رشت منتقل كردند. اين موضوع بعد ازتفكيك زندانيان سياسی بود كه از بهمن 66 شروع شده بود. ازصبح روز 8 مرداد 67 زندانيان زندان رشت را، دسته دسته از بند خارج مي كردند. نيم ساعت بعد می گفتند وسايل اينها را بیرون بدهید.
ساعت 9.30 شب قاسم ناطقی، شهباز شهبازی، علی شهبازی علی قربان نژاد،حسین خداپرست، محمد صفری، محمد نجاتی راصدا كرده و از بند خارج كردند. این مجاهدین را همان شب برای حلق آويز كردنشان بردند.
به اين ترتيب خمينی فكر كرد كه صورت مسئله زندانيان سياسی را از روی ميزحكومت خود برداشته است.
او فكر مي كرد كه تهديد اصلي خود كه زندانيان سياسي مقاوم هستند و منبع انگيزه برای جامعه وجوانان هستند را برای هميشه مهار كرده است.
اما تاريخ نشان داد كه آنها در انگيزه نسل جديد جوانان بپاخاسته زنده گشتند.
درودهای بی‌پایان بر ستارگان نورافشان آسمان انقلاب ایران، شهیدان سرفراز 67
آری شهيدان قتل عام 67 در وجدان تاریخی ملت ایران، سوگند مجسم وفاداری به‌آزادی شدند، و تاریخ ایران را با اسطوره تسلیم‌ناپذیری خود، روشنایی و امید بخشیدند.

مریم رجوی: درود‌های بی‌پایان به ‌همه زندانیان قتل‌عام‌شده سال ۶۷ که از لحظه‌ای که در اتاق‌های بازجویی گفتند بر سر موضع خود علیه ولایت فقیه و برای آزادی ایستاده‌اند، تا همین امروز، نبرد و پیکارشان رژیم آخوندی را درهم‌ می‌کوبد. 

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید
https://t.me/shahidanAzadai96

۱ دی ۱۳۹۶

مجاهد شهید مجتبی دواچی لنگرودی


مشخصات مجتبی شهید مجتبی (قاسم) دواچی لنگرودی
محل تولد: لنگرود
تحصيل: دانشجو مهندسى ساختمان
سن: 22
محل شهادت: بجنورد
زمان شهادت: 1360

مریم رجوی: رژیمی که خون فرزندان رشید ایران را ریخت، پس از آن ریختن هر خونی را مباح دانست و زیر‌پاگذاشتن همه مرزهای اخلاقی و انسانی را برای خود مجاز دید. امروز جنبش دادخواهی، رژیم ولایت فقیه را به‌لرزه در آورده و همه پرونده‌های جنایت و خیانت آن را هدف قرار می‌دهد.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید
https://t.me/shahidanAzadai96

۲۹ شهریور ۱۳۹۶

لنگرود شهر مجاهدان با گورهايي كه هرگز فراموش نخواهند شد

لنگرود از شهرهايي است كه بلافاصله بعد از انقلاب ضدسلطنتي به جنبش سراسري ضد حاكميت ارتجاع آخوندي پيوست. مجاهدان پيشتاز بسياري از اين شهر برخاستند و چه در شهر خود و چه با رفتن به شهرهاي ديگر پرچم مبارزه با ارتجاع را برافراشته نگه داشتند. 
پس از آغاز مبارزه مسلحانه به رژيم ددمنش خميني مجاهدين لنگرودي حماسه هاي بسياري در زندانها و درگيري ها خلق كردند و با خون بي دريغ خود بر نامشروع بودن رژيمي گواهي دادند كه با دزديدن انقلاب مردم ايران وحشيانه ترين ديكتاتوري ها را در تاريخ اين ميهن به راه انداختند. 
در اين نبرد سراسري كه همه شهرها و حتي روستاهاي كشور شركت داشتند مجاهديني در لنگرود بودند كه تا آخرين گلوله خود در برابر ارتجاع هار ايستادند. 
سنت پايداري براصول و وفاي عهد به هرقيمت را در لنگرود مجاهد قهرمان نادر صفري لنگرودي بنيان گذاشت. 


او كه دكتر در رشتة شيمي در انگلستان بود در سال54 در برابر توطئه خائنانه اپورتونيستي ايستاد و حتي در چنگال دژخيمان ساواك شاه و زير شديدترين شكنجه ها بر حقانيت ايدئولوژي مجاهدين پاي فشرد و بهاي استواري خود را با خون خود پرداخت. 
در مبارزه با ارتجاع نيز مجاهداني از لنگرود برخاستند كه در ادامه راه و مشي «نادر» بسا حماسه هاي تابناك آفريدند. از جمله آنها مي توان از خواهر مجاهد منير (مينو) ترابي نام برد. او يكي از زنان قهرماني است كه در شهريور ماه 1360 در درگيري با مزدوران تا آخرين گلوله خود جنگيد و به شهادت رسيد. اين خواهر مجاهد دبير دبيرستان و موقع شهادت باردار بود. خواهر مجاهد طيبه شيرازی يكي ديگر از مجاهداني است كه در مراسم شب عقد خود دستگير و اندك مدتي بعد تير باران شد. همچنين در 9ارديبهشت63 مردم لنگرود در يكي از ميدان هاي شهر خود شاهد صحنه اي تاريخي و از ياد نرفتني بودند. در اين روز سه مجاهد پاكباخته به نامهاي كاظم زينالي، علي شعباني و هرمز عزيزي در مقابل چشمان حيرت زده مردم به دار آويخته شدند تا بر شقاوت دژخيمان گواهي دهند و عزم استوار مجاهدين را براي ادامه نبرد تا سرنگوني رژيم اعلام كنند. 



پيكر مجاهد قهرمان كاظم زينالي كه در لنگرود معلم بود در روستاي محل تولدش به نام «حسنعلي ده» به خاك سپرده شده است.

چمخاله بندري در 6كيلومتري لنگرود است كه گفته مي شود مركز يكي از گورهاي جمعي است كه در سال67 در جريان قتل عام زندانيان سياسي به شهادت رسيده اند. 



اين شهر مبارز با جمعيتي حدود 140هزار يكي از شهرهايي است كه تعداد زيادي شهيد تقديم مردم ايران در مبارزه براي آزادي كرده است. يكي از علاقمنداني كه گزارش مشروحي از شهر خود تهيه و منتشر كرده است اسامي 140شهيد مجاهد و مبارز اين شهر را گردآوري كرده است. 



گورستان عمومي شهر (وادي)، با غسالخانه معروف به مشهدی اسماعيل باغ، مزار تعدادي از شهيدان مبارز و مجاهد را در خود جاي داده است. 



تعدادي از اين شهيدان طي سالهاي 60تا67 به شهادت رسيده اند و تعدادي ديگر  شهيداني هستند كه در جريان قتل عام سياه ارتجاع در سال67 سربه دار شدند. 


مثلا گفته مي شود كه  قطعة 13 اين گورستان يكي از مكانهايي است كه محل يك گور جمعي بوده است. بنابر گزارشهاي رسيده طي ساليان متمادي رژيم آخوندي مانع بازسازي و مرمت مزارها شده و سنگهاي آنها در معرض تخريب و نابودي قرار گرفته اند. 




در يك گزارش در اين باره آمده است: «خانواده ها در آن محيط كوچك و خفقان زاي شهرستان لنگرود، حق جمع شده و گريه و فغان را هم در كنار قبرها ندارند هر چند كه هر از گاهي مادر ، پدري پير يا همسر و فرزندي را مي بينيم كه در خلوت خويش برسر گوري مي گريند.»



با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید
https://t.me/shahidanAzadai96