مشخصات مجاهد شهید حجت الله (سیاوش) ورزش نما
محل تولد: لاهیجان
شغل: شغل آزاد
سن: 21
محل شهادت: لاهیجان
زمان شهادت: 1360
با ما در كانال تلگرام پيشتازان راه آزادي همراه باشيد
Telegram.me/shahidanAzadi
مشخصات مجاهد شهید ابراهیم (محسن) ملک افضلی
محل تولد: رشت
شغل: مهندس
سن: 28
محل شهادت: مشهد
زمان شهادت: 1361
با ما در كانال تلگرام پيشتازان راه آزادي همراه باشيد
Telegram.me/shahidanAzadi
مشخصات مجاهد شهید عنایت الله مرادیمحل تولد: قائمشهرتحصيل: دانشجوی مهندسیمحل شهادت: قائمشهرزمان شهادت: 1360
با ما در كانال تلگرام پيشتازان راه آزادي همراه باشيدTelegram.me/shahidanAzadi
مشخصات مجاهد شهید ابراهیم آقاجانی (گزنک)محل تولد: آملشغل: معاون دانشگاهسن: 35محل شهادت: آملزمان شهادت: -
با ما در كانال تلگرام پيشتازان راه آزادي همراه باشيدTelegram.me/shahidanAzadi
متولد 1339. رودبار سوادکوه
زندانی سیاسی زندانهای خمینی به مدت 10سال
پیوستن به ارتش آزادیبخش: آذرماه 1379
«هیهات مناالذله! از من مجاهد خلق اشرفی عضو لشکر فدایی، گرد ذلت و خواری و سستی و ضعف دور باد!
هزاران بار شکر که برای رهایی وطنم و خلق در زنجیر از ستم و پلیدی رژیم آخوندی و ولایت ضدبشری فقیه، راهبرانی همچون برادر مسعود و خواهر مریم را به ما نشان داده و منت راه یافتگی را به من عطا کرد»
مجاهد خلق، حسین سرو آزادی 11آبان 93»
مجاهد شهید حسین سروآزاد، از فرزندان زحمتکش و درد کشیدهی مردم قائمشهر بود که از سال 58 بهعنوان هوادار مجاهدین فعالیت خود را در دفاع از آزادی مردم و افشای خمینی آغاز کرد و بهخاطر دفاع از آرمانهای مجاهدین چهار بار و مجموعاً ده سال را در زندانهای اوین و قائمشهر و کاشان و ساری گذراند.
حسین سالها قبل در یک مصاحبه تلویزیونی گفته بود: «من و همه زندانیان فراموش نمیکنیم که از همان سال 60لاجوردی و همه سردمداران رژیم، بارها و بارها روی این نکته تأکید کرده بودند که «شما هیچکدومتان بهصورت عمودی از زندان خارج نمیشوید. شما فقط افقی از اینجا خارج میشوید.» این اصطلاح را همه زندانیان در اوین، گوهردشت، قزلحصار همه زندانیان خوب بهخاطر دارند. که مشخصاً اشارهی آشکار به قتلعام بود».
اما حسین بهرغم همه رنجها و شکنجههای سالیان متمادی در زندانها، از عشق خود به آرمان آزادی و مجاهدت در راه آن دست نکشید و سرانجام، در سال 79 خود را به ارتش آزادیبخش ملی ایران رساند تا در صفوف مجاهدین برای آزادی مردمش بجنگد..
حسین در میان همرزمانش به سختکوشی، افتادگی و صمیمیت شناخته میشد
حسین سروآزاد جزو 36 مجاهد مقاومی بود که بعد از حملهی مزدوران عراقی خامنهای به اشرف در مرداد 88، به گروگان گرفته شدند و بعد از شصت و پنج روز اعتصابغذا و هفت روز اعتصاب خشک بالاخره پیروزمندانه و قهرمانانه به اشرف برگشتند.
برادر بزرگتر مجاهد خلق حسین سروآزاد، مجاهد شهید عبادالله سروآزاد نیز از جمله شهیدان کهکشان آزادی است که در مرداد 60 در ساری دستگیر و در زیر شکنجه بهشهادت رسید.
سلام بر حسین سروآزاد، فرزند رنج و رزم. و رهپوی حسین علیهالسلام. که سرانجام نیز در ماه محرم، سر بر آستان حسین بن علی علیهالسلام نهاد.
تولد: 1342 در شهرستان صومعه سرا
پیوستن به ارتش آزادیبخش: آذر 1366
«اگر باید از هفت خوان و هفتاد ابتلاء برای رسیدن به سرنگونی رژیم ضدبشری آخوندی بگذرم، پیشاپیش به همه ابتلائات و آزمانیشها سلام میکنم و برای آن آمادهام.
اکبر علیدوست ندامانی 27تیر 93».
مجاهد خلق اکبر علیدوست ندامانی، فرزندی از یک خانوادهی زحمتکش از کشاورزان روستای ندامان صومعه سرا بود که از سال 58 در قفای آزادی، به هواداری از مجاهدین خلق ایران پرداخت. خودش نوشته است:
«آرمان سازمان بهخصوص رهبری پاکباختهی آن مرا مجذوب کرد. که به هیچوجه نمیتوانستم بهصورت عادی زندکی کنم»
اکبر از اواخر سال 60 یک هستهی مقاومت را تشکیل داد اما در سال 62 دستگیر شد و بعد از آزادی از زندان به تلاش برای وصل به سازمان مجاهدین پرداخت و در آبان سال 66 خود را به ارتش آزادی ایران رساند. و از آن پس، نبرد بود و نبرد در ارتش آزادی، و پایداری بود و مقاومت در اشرف محاصره شده. و ایستادگی بر عهد در لیبرتی. در سختترین شرایط.
تا آنگاه که ایستاده در یک سنگر خونین رزمگاه به عهد خود وفا کرد و ستارهیی شد در کهکشان بزرگ شهیدان راه آزادی میهن.
سلام بر اکبر علیدوست روزی که زاده شد، روزی که بهرغم فقر خانواده، به ارتش آزادی پیوست و روزی که سر بر آستان حسین علیهالسلام نهاد.
روستازاده دلیری که رزمنده قهرمان آزادی شد
متولد 1340 رودسر
سابقه مبارزاتی 35سال
رجبعلی در سال 1340 در خانوادهیی کشاورز در یکی از روستاهای شهرستان رودسر به دنیا آمد. در سال57 در حالی که دانشآموز بود، در کوران انقلاب ضدسلطنتی قرار گرفت و از طریق برادر بزرگتر و عمویش که هر دو دانشجو بودند، با اندیشههای انقلابی آشنا شد و فعالانه در تظاهرات علیه رژیم شاه شرکت جست. در سال 58 هوادار مجاهدین شد، خودش درباره علت هوادار شدنش میگوید: ”عکس برادر مسعود را در روزنامه دیدم و در من یک جرقه ایجاد شد و از همانجا عاشقش شدم“
رجبعلی سپس از سال 59 در صفوف میلیشیای مجاهد خلق قرار گرفت و سراپا شعلهور از شور آزادیخواهی روز و شب نداشت و سر از پا نمیشناخت. اما 30خرداد 60 و آغاز سرکوب وحشیانه و کشتار هواداران مجاهدین توسط خمینی، او را که ارتباطش با سازمان قطع شده بود، ناگزیر از روی آوردن به زندگی مخفی کرد؛ وی مدتی را همراه سایر هواداران مجاهدین در جنگلهای گیلان بهسر برد و بهدلیل آشناییاش با منطقه و جنگل، مدتی نیز رابط نیروهای جنگل با شهر بود و سایر هوادارانی را که از نقاط مختلف کشور میآمدند تا به مجاهدین مستقر در جنگل بپیوندند، کمک و همراهی میکرد. اما از آنجا که بهدلیل فعالیتهایش در فاز سیاسی شناخته شده بود، در زمستان سال60 دستگیر شد و تحت شکنجه قرار گرفت، اما نهایتاً توانست با هوشیاری و پایداری، هویت خود را از چشم جلادان پنهان نگهدارد و پس از 8ماه از زندان آزاد شود.
او با تلاشهای بسیار در سال 66 از طریق رادیو مجاهد توانست به سازمان وصل شود و خود را به نیروهای رزمنده مجاهد خلق در منطقه مرزی برساند و فرازهایی برجسته از رزم و پیکار یک مجاهد عاشق خلق و میهن را رقم بزند، از شرکت در سلسله عملیات نظامی تا به عهده گرفتن مسئولیتهای مختلف در ارتش آزادیبخش که از عهده همه آنها با شایستگی برآمد.
او که سراپا مجاهدت و احساس مسئولیت بود، در یادداشتی به تاریخ اسفند 78 نوشت: «من مجاهد خلق رجبعلی قربانی… با تمام توان در این مسیر به مبارزه و جهاد برمیخیزم و هر چه در توان دارم در اثبات خط و خطوط رهبری عقیدتیام جانفشانی میکنم».
اما شکوهمندترین فراز زندگی انقلابی مجاهد خلق رجبعلی قربانی 13سال پایداری در اشرف و سپس در لیبرتی است. او خود در این باره مینویسد:
«پروردگارا ما در این مسیر با دشمن تو، این آخوندهای رذل و مرتجع همواره در ستیز بودیم و همواره از ایستادگان بودیم و در جنگهای متعددی با او مقابله کردیم، از فروغ جاویدان تا فروغ ایران و این نبرد آخر، فروغ اشرف که بهواقع سرآمد همه نبردها بود، بدون سلاح فقط با ایمانمان به راه تو، سینه سپر کردیم و چیزی جز انقلاب خواهر مریم… نداشتیم و جلو دشمن ضدبشر و وحشی را سد کردیم و همین ما را شایسته بود…».
در آخرین نوشتهای که از رجبعلی قهرمان در دست است و یک سال پیش در تاریخ 11آبان 93 نوشته، او بر عزم ناگسستنی و ایمان بیخلل خود این چنین تأکید میکند: «باز هم باید مثل سرور شهیدان در جنگ سرنگونی از دشمن چید. هیهاتم را هر چه بلندتر میگویم که مجاهد بودم و هستم و میمانم و از این آزمایش تجربه شده تاریخی، ای دشمن زبون، من سرنگونی را بیرون میکشم و قدمی به عقب برنخواهم داشت، هر چه هست حمد و حلاوت و پیروزی است…».
و سرانجام او یک سال بعد، بهغایت کمال هر انسان آزاده، شهادت در راه آزادی دست یافت و به آن، با حمد و حلاوت پاسخ داد.
عروج پرشکوه بهدیار رفیق اعلی، گوارایش باد!