پيشتازان راه آزادي

۱۹ اسفند ۱۳۹۳

مجاهد شهید مهین قریشی






مجاهد شهید مهین قریشی

محل تولد: -

شغل - تحصيل: دانشجو

سن: 24

شهادت: 1367

محل شهادت: رشت

به یاد قهرمان سر به دار مهین قریشی

مهین در سال61 دستگيرشد.مجاهد شهيد مهين  اهل شمال و مادر یک فرزند بود. در اواخر سال66 وقتی که در اتاقهای دربسته بودیم، پاسداران می‌گفتند در حالی که در همان اتاقها بودیم، در اتاقها را باید خودمان باز بگذاریم. ما احتمال توطئه‌یی را می‌دادیم و تصمیم گرفتیم که به هر قیمت شده این کار را نکنیم. یکبار مزدوری به اتاق مهین مراجعه کرد و هر چه کرد تا او دراتاقش را باز بگذارد زیر بار نرفت.
پاسدار مزدور از فرط استیصال و خشم سر مهین را در میان دستانش گرفت و چند بار به شدت به دیوار کوبید. مهین در همین حال گفت :‌« این ماهیت شماست که با ما چنین برخوردی داشته باشید. اما تجربه کافی نیست؟ طی این چند سال چه چیزی به دست آورده‌اید؟». مهین در سال67 در زمرهٌ قهرمانان به دارآویخته قرار گرفت.

مجاهد شهيد سياوش نظام الملكي-Attack on Ashraf Camp Residents

مصاحبه با حسن نظام الملكي-Attack on Ashraf Camp Residents

مجاهد شهید پوران نجفی







مجاهد شهید پوران نجفی



محل تولد: رشت

شغل، تحصيل: 

سن: 52

محل شهادت: لیبرتی

زمان شهادت: 1391

یاد مجاهد شهید پوران نجفی گرامی باد

آمیزه نسیم و پولاد
آمیزه‌یی از متانت و مهربانی و شکوه و افتادگی و پایداری و تواضع، به استحکام آهن و نرمی آب و نسیم… این همه می‌تواند تنها در وجود زن انقلابی مجاهد خلق جمع شود، زنی که یک مصداقش پوران است. پوران نجفی. آن که پگاه 21بهمن، خونش بر درگاه سپیده و آفتاب و در زندان آزادی بر زمین ریخت تا نه فقط رسوا کننده رژیم آخوندی، بلکه افشاگر سوداگران حقوق‌بشر باشد.
زنی برگذشته از همه میدانهای نبرد با هیولای زن‌ستیز و انسان‌ستیز ارتجاع، ارتجاع پلید خمینی…

در سال 57 و در کشاکشهای انقلاب ضدسلطنتی، در حالی که بسیار جوان و هنوز دانش‌آموز بود وارد عرصه مبارزه شد و سالی بیش طول نکشید که آنچه را می‌جست، در آرمان و سازمان مجاهدین یافت و سپس در کسوت میلیشیای مجاهد خلق، پرشور و خستگی‌ناپذیر در شهر زادگاهش، رشت، با صفحات نشریه مجاهد به جنگ جهل و ظلمت شتافت.
پس از آن، نوبت دیوارهای بتونی زندانهای قرون‌وسطایی خمینی و دژخیمان درنده او بود، که 5سال تمام اراده مقاومت این زن، این رزمنده تسخیرناپذیر آزادی را بیازمایند و سرانجام خاک شوند و به زانو در آیند.
پایان زندان و بازگشت مجدد به آغوش خانواده، صحنه دیگری برای آزمودن عیار انقلابی این زن مجاهد خلق بود، اما هیهات که پوران، اسیر جاذبه‌های زندگی عادی شود. این چنین بود که او با پای سر، در پی آرمان آزادی و برابری، درصدد وصل مجدد به سازمان برآمد چرا که برای او سازمان مجاهدین خلق ایران، تجسم آرمان بود و همه آرزوهایش بود. در سال 1366 به صفوف ارتش آزادیبخش پیوست و با سازماندهی در یکانهای رزمی پیاده و سپس یکانهای زرهی، آنچه را که در توان داشت در کفه جنگ آزادیبخش نهاد.
اما آنچه زر وجود این زن مجاهد خلق را ناب و صافی ساخت، انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین با الگو قرار دادن مریم رجوی بود. و چنین بود که پوران در برابر هر سختی، رویین‌تن و در برابر هر ابتلایی. شاکر گشت.
پس از آن، نوبت ابتلایی دیگر بود، 10سال پایداری پرشکوه در اشرف تحت محاصره و پوران دلیر و قهرمان، سرخترین فصل دفتر عمر خود را در لیبرتی نگاشت، با خون سرخ و جوشان خود. او از جمله در عهد‌نامه‌ای نوشته است:
«من به‌عنوان یک زن انقلابی مجاهد خلق… اکنون با شکر و افتخار… در مرحله جدید هم که فاز صعود و ارتقاء مجاهدین و کانون استراتژیکی نبرد است، بر سوگند خون و نفس پا می‌فشارم و بر موارد زیر تأکید می‌کنم:
صادقانه و خالصانه کلیه پیمانهای امضا شده پیشین خود را تجدید و با سلطان نصیر جمع، بدون هر گونه شکاف تراز و یکسویه می‌کنم.
از جمع خواهران می‌خواهم که بر روی مسئولیت پذیری من در مرحله جدید تا هر کجا حساب کنند.
می‌توانم و باید در این مسیر راهنما و راهگشا و کمک‌کار بقیه باشم تا پیروزی را به هر قیمت محقق کنیم.

سلام بر خواهر مجاهد پوران نجفی، روزی که چشم به این دنیا گشود. روزی که برای رهایی خلق و میهنش بپا خاست، از همه چیز خود گذشت و سلاح به دست گرفت. و روزی که چهره در خون کشید و رستگار شد. بی‌گمان پرچم مقاومتی را که او بر دوش می‌کشید توسط خواهران و برادران همرزمش و همچنین توسط دو فرزندش، ناهید و مسعود، تا روز فتح تهران حمل خواهد شد. در آن روز پوران با چهره تابان و خندان خود از اوجها نظاره‌گر میهنی خواهد بود که آن همه به آن عشق می‌ورزید.

۷ اسفند ۱۳۹۳

مجاهد شهید اکبر عزیزی






مجاهد  شهید اکبر عزیزی

محل تولد: رشت

شغل - تحصيل: 


سن: 50

محل شهادت: لیبرتی

زمان شهادت: 1391

گرامی باد یاد مجاهد شهید اکبر عزیزی

بگیر آزادی! این جهانها نثارت! فدا کردیم بهر نوبهارت!
در روزهایی که یاد و خاطره عاشورای مجاهدین در نوزده بهمن زنده است، قهرمانی دیگر از فرزندان مردم قهرمان رشت، در راه آزادی، به خون تپید!
مجاهد خلق، اکبر عزیزی، فرزند مرتضی، با 24سال سابقه مجاهدت برای آزادی، یکی از آن مجاهدانی بود که همواره خواندند بر سر پیمان برای آزادی مردم ایران، مجاهد می‌مانم و مجاهد می‌میرم.
او صبح روز 21بهمن، در حمله موشکی مزدوران ولایت‌فقیه به کمپ لیبرتی، به‌شهادت رسید.

اکبر عزیزی، در نبردهای ارتش آزادی، در عملیات مروارید قهرمانانه جنگید.
مجاهد شهید، اکبر عزیزی، متولد اول فروردین 1341، در سال1368 به ارتش آزادیبخش ملی ایران پیوست.
سلام براو روزی که‌زاده شد، و روزی که برای نبرد آزادی به ارتش آزادی پیوست. و روزی که بر سوگند نامه‌اش نوشت: مجاهد میمانم، و مجاهد می‌میریم.
او اینک از زنده‌ترین راهیان تاریخ آزادی‌ست.